اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

340

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

ميگرفت و آن را دو سهم از سهام شتر بود ، پس اگر ميبرد ، دو قسمت شتر را ميگرفت و اگر نمىبرد بهاى دو سهم را ميپرداخت و همچنين ساير تيرها به همان ترتيبى كه آنها را نام برديم . پس هر كدام بيرون آيد دارنده آن آنچه را در آن است بگيرد و هر كدام بيرون نيايد هر چند سهمى را كه در آن است بپردازد . پس هر گاه هر مردى از ايشان تير خود را معرفى مىكرد ، تيرها را به مردى خسيستر كه بانها نگاه نمىكند و معروف است كه هرگز گوشتى كه پول براى آن داده باشد ، نخورده است ، ميدهند و آن مرد » حرضه « ناميده مىشود ، سپس » مجول « را مىآوردند - و آن جامه اى است خيلى سفيد - و روى دست او انداخته مىشود ، و آنگاه » سلفه « را - كه پاره اى انبان است - آورده و دست او را بان مىبندند تا با دست زدن ، تير آن كسى را كه هوادار او است نشناسد و همان را بيرون آورد ، و مردى مىآيد و پشت سر » حرضه « مىنشيند ، اين مرد را » رقيب « مىنامند . سپس » حرضه « تيرها را بهم مخلوط مىكند و هر گاه تيرى از آنها برو افتاد همان را بيرون مىكشد و بان نمىنگرد تا آن را برقيب ميدهد و او مىنگرد كه مال كيست ، پس آن را به صاحبش مىدهد و او از قسمتهاى شتر به اندازه سهمى كه بر تير اوست برمىدارد و اگر از سه تاى بىنشان چيزى در آمد همان دم بازگردانده مىشود و اگر اول بار » فذ « در آمد صاحب آن سهم خود را برمىگيرد و تيرها را بر نه سهم باقى مانده بهم مىزنند ، پس اگر » توأم « [ در آمد ] نيز صاحب آن دو سهم مىگيرد و تيرها را بر هشت سهم باقى مانده ديگر بهم مىزنند ، پس اگر » معلى « در آمد ، صاحب آن نصيب خود را كه همان هفت سهم باقى مانده باشد مىگيرد و سربسر بيرون آمده‌اند ( بدون كم و زياد ) و پرداختن قيمت شتر در عهده كسانى قرار مىگيرد كه سهمى نبرده‌اند يعنى چهار نفرى كه صاحب » رقيب « و » حلس « و » نافس « و » مسبل « هستند ، و براى اين تيرها هيجده سهم است ، پس بهاى شتر بر هيجده تقسيم مىشود و هر كدام به اندازه قسمتى كه در